العلامة المجلسي
998
حياة القلوب ( فارسي )
عمّال أهل مملكت خود به لغت رومى سخن مىگفت ، چون با زنان خود خلوت مىفرمود به زبان سريانى ونبطي سخن مىگفت ، وچون در محراب عبادت خلوت مىكرد با پروردگار خود به لغت عربى مناجاة مىكرد ، وچون بر مسند شريف قضا وحكم ومرافعه وملاقاة ملوك وايلچيان متمكّن مىشد به لغت عبرى سخن مىگفت « 1 » . مؤلف گويد : در كيفيت حاضر شدن تخت بلقيس از آن مكان بعيد به اين زمان قليل خلاف است : بعضي گفتهاند كه ملائكة از روى هوا آوردند ؛ وبعضي گفتهاند كه باد از روى هوا آورد ؛ وبعضي گفتهاند كه حق تعالى حركت سريعى در آن تخت قرار داد كه خود آمد ؛ وبعضي گفتهاند كه خدا أو را در مكان خود معدوم كرد ومثل آن را به قدرت كاملهء خود در اين مكان موجود كرد « 2 » . وآنچه از أحاديث معتبره ظاهر مىشود يكى از دو وجه است : أول آنكه : حق تعالى قطعههاى زمين كه در ما بين مكان حضرت سليمان وزمينى كه تخت بر آن قرار داشت فرو برد ، وزمين تخت حركت كرد تا تخت را به سليمان رسانيد وزمين برگشت وزمينهاى ديگر به حالت أولى عود كردند . اگر كسى گويد كه : بناها وعمارات وحيوانات ودرختان كه در اين ما بين بودند چه شدند ؟ جواب آن است كه : ممكن است كه حق تعالى به قدرت كاملهء خود آنها را به جانب راست وچپ برده باشد كه چيزى محاذى تخت نمانده باشد . دوم آنكه : حق تعالى تخت را به زمين فرو برد واز زير زمين آن را حركت فرمود تا به زير تخت سليمان عليه السّلام رسيد واز آنجا بيرون آمد . اين وجه به عقل نزديكتر است ، وهر دو وجه در أحاديث معتبره وارد شده است . چنانچه به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : وصى ووزير حضرت سليمان به اسم أعظم خدا تكلّم نمود ، پس فرورفت آنچه در ميان تخت سليمان وتخت
--> ( 1 ) . تفسير قمى 2 / 129 . ( 2 ) . مجمع البيان 4 / 223 .